الشيخ عباس القمي

156

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

و او را با خواصّش بكشتند ، « 1 » و ظاهراً به تحريك سلطان محمود پسرِ برادرِ سلطان سنجر بوده . و مسترشد مردى شجاع و مَهيب بوده . « 2 » گفته شده كه بعد از « معتضد » أشهمِ « 3 » از او در خلفاى بنى عباس نبوده . پس از او پسرش راشد بالله به جاى وى نشست . دو يا سه سال بيشتر خلافت نكرد كه او را از خلافت خلع كردند . پس ، از ترس سلطان مسعود به اصفهان فرار كرد ، در آنجا جماعتى از فدائيه بر او ريختند و خونش بريختند « 4 » و او خليفهء سىام بود كه پنجمِ هر ششم است از خلفاى مخلوع و مقتول . روز هفدهم در ايام خلافت سفّاح ، يزيد بن عمر بن هبيره را با پسرش داود به فرمان سفّاح بكشتند . « 5 » و ابن هبيره همان است كه از جانب مروانِ حمار والى كوفه و بصره بود و به كثرت اكل مانند معاويه معروف بوده و معن بن زائدِ شيبانى كه در جود و سخاوت و شجاعت نظير ابودلفِ عِجْلى امامى معروفِ آفاق است ، از خواصّ ابن هبيره بود . چون او كشته گشت ، معن خود را پنهان نمود و از ترس ، خود را ظاهر نمىكرد تا اينكه از كثرت توارى و طول خفا به تنگ آمد . پس صورت خود را مدّتى در آفتاب بداشت تا رنگش سياه شد . آنگاه جبّه‌اى از پشم پوشيد و تغيير هيئت داد و سوار بر شترى شد كه به قصد باديه از بغداد بيرون شود . چون به دروازهء بغداد رسيد ، مردى سياه چهره از پاسبانان دروازه دنبال او را گرفت و بر شتر او چسبيد و گفت تو

--> ( 1 ) . ذيل تاريخ بغداد ، ج 5 ، ص 148 ، ش 1326 . ( 2 ) . ذيل تاريخ بغداد ، ج 5 ، ص 144 ، ش 1326 . ( 3 ) . الشهم : الذكي الفؤاد ، السيّد النافذ الحكم . ( المنجد ) ( 4 ) . رك : سير أعلام النبلاء ، ج 19 ، ص 568 - 569 ، ش 326 « الراشد بالله » . ( 5 ) . وفيات الأعيان ، ج 6 ، ص 320 ، ش 818 .